کوتاهی مو+فشم
اولین سفر تابستونه ما تهران و بیشتر فشم بود.
اول سفر که خوب نبود. هواپیما تاخیر داشت و چون اخر شب بود صبا
جونم خسته بود و نق میزد.
صبا فرودگاه شیراز

٤ صبح رسیدیم تهران و رفتیم خونه دایی محسن.مامان جون و بابا جون که قبلا اومده بودن تهران ساعت 8 صبح اومدن پیشمون.صبا جونم که تقریبا یه ماه بود مامان جونش بابا جونشو ندیده بود کلی خوشحال شدو بالا و پایین ممیپرید.من عصر ساعت 4 مصاحبه داشتم.زودتر رفتیم بیرون. دانشگاه رو پیدا کردیم منو امین رفتیم تو دانشگاه.اتاق مصاحبه رو هم دیدیم و با خیال رااحت نهارمونو خوردیم.استراحت کردیم و برگشتیم دانشگاه.خیلی استرس داشتم مامان و بابا صبارو بردن و منو امین رفتیم داخل.مصاحبه 35 دقیقه بود.خودم از نتیجش راضی بودم تا خدا چی بخواد.
بعد از دانشگاه رفتیم مرکز خرید تیراژه.اونجا موههای صبارو کوتاه کردیم.ارایشگاه کوکی.اولش همه چیز خوب بود و صبا حسابی سرگرم سی دی و تیله و بادکنک شد.اما اخرش برای سشوار کشیدن خیلی گریه کرد.کلا از سشوار بدش میاد.



این هم از عکسی که بهت دادن ولی بدون عکس بعد.چون نزنشتی ازت عکس بگیرن و فقط میخواستی از ارایشگاه بیای بیرون.

البته موقع برگشت بابا جون از صبای ماهم عکس گرفت ولی صبا خوابش می اومد


شب رفتیم فشم ویلای یکی از دوستان وحسابی از هوا ی اونجا لذت بردیم.صبح روز بعد صبا با باباجون و بابا امین
رفتن بیرون و من نشستم درس خوندم برای مصاحبه بعدی که سه شنبه بود.
عصر دایی محسن با خانواده اومدن فشم با یه قابلمه اش رشته
رفتیم شمشک.هوا حسابی سرد

روز بعد فقط منو امین و صبا رفتیم تهران.اول دانشگاه بعد هم خونه دوست امین عادل خان سارا جان ونینی گلشون مانی.صبا کلی با مانی و یاسمین(دختر خاله اقا عادل با شوهرش و دخترش هم اونجا بودن)بازی کرد و خوش گذروند.شب خیلی خوبی بود.کلی خندیدیم.وخستگی مصاحبه از تنم در رفت.
روز بعد برگشتیم شیراز چون عقد خواهر گلم
بود.
اینشالا که خوشبخت باشن


کوتاهی مو+فشم 


